اولین روز هفته با آرزو
دیروز جمعه امل زنگ زد و گفت اگه میشه مرخصی بگیر و خونه بمون میخوام بیام بهت سربزنم ... منم همین کار رو کردم تا رسید پیش من ساعت حدود 10 شده بود . براش دمنوش آویشن آوردم . با هم موز خوردیم . خیلی خوش گذشت ... بودن کنار اون برام آرامبخشه ... تا بعد از ظهر پیشم موند . بعدش هم عکس گرفتیم و راهی شده و رفت ... یه ساعت و نیم بعد زنگ زد و گفت که رسیده خونه ...
شنبه 26 اسفندماه 1396 -
برچسب:
نویسنده: بهار محمودی