خرید بک لینک

دربار شاهنشاهی مرکز فساد و هرزگی در گزارشی از سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) در دهه ۱۹۷۰ میلادی، دربار شاهنشاهی «مرکز هرزگی، شرارت، فساد، زد و بند و اعمال نفوذ» توصیف شده است علی امینی (نخست‌وزیر در سال‌های ۱۳۴۶ و ۱۳۴۷) به گروهی از افراد غیرقابل دسترسی که هیچ‌گونه محدودیتی در اعمال قدرت و نقود اقتصادی نداشتند، اشاره می‌کنند. سیا در گزارشی در سال ۱۹۷۶ میلادی اعلام کرد که شاهزاده اشرف، شهرتی تقریباً افسانه‌ای در زمینه فساد مالی دارد!! (چه شهرتی هم داشته

برچسب: نویسنده: بهار محمودی تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 10:54

اردشیر زاهدی می گوید هویدا ۳۵۰ هزار دلار برای مخارج شخصی شاهدخت اشرف به او پرداخته است!( ارث پدر قرمساقش رو می گرفته!!) زاهدی می‌گوید اشرف می‌خواست یکی از معشوقان خود را به جلسات سازمان ملل ببرد! به گفته زاهدی، این معشوق گفته بود برای چنین سفری سیصد هزار دلار لازم دارد با وجود مخالفت شدید زاهدی با پرداخت این مبلغ، هیئت دولت، با پرداخت آن موافقت کرد!! این خاندان کثیف پهلوی اینطوری پول این ملت بدبخت زاغه نشین ها و حلبی ابادهای جنوب تهران مردم بدبخت و محروم

برچسب: نویسنده: بهار محمودی تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 10:54

یک کلیپی از یکی از این بانکی ها پخش شده که میگه قطر . کشورهای عربی کمک های ۱۰۰ میلیارد دلاری به دانشگاههای آمریکا مثل جورج تاون تگزاس و ... کردن تا اسلام گرایی و حمایت از فلسطین رو گسترش بدن ضد یهود مسیحی ها تبلیغ کنند!اینم پاسخ من چرت و پرت میگهخاک بر سر قطر و سایر کشورهای عربی اگه چنین پول قلمبه ای رو به یانکی ها داده باشن!آمریکایی های حرومزاده هم از خداشونه چنین پولهایی رو بگیرن بعد یکی مثه این مرتیکه پفیوز میکروفون بدست بگیره بیاد مثلا افشاگری کنه؟!! برای یهودی ها و امریکای متجاوز و دین مزخرادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهار محمودی تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 10:54

غربی ها و بویژه آمریکایی ها شاه را آدم حساب نمی کردند که بخواهند به او فناوری و صنایع سنگین و پیشرفته بدهند. حتی وقتی آلمانها خواستند در ایران ذوب آهن بسازند با کارشکنی آمریکایی ها به سرانجام نرسید! از طرفی در عراق با کودتای عبدالکریم قاسم و سرگونی پادشاهی حزب بعث عراق را به شوروی نزدیک کرده بود. شوروی از این موقعیت استفاده کرد و با چراغ سبزی که نشان داد حاضر شد ذوب آهن اصفهان را بسازد. چون قبل از آن محمدرضا برای بستن قرارداد نظامی با آمریکاییها وارد

برچسب: نویسنده: بهار محمودی تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 10:54

خسرو گلسرخی بی گناه اعدام شد کاری نکرده بود برای کاری که نکرده بود مجازات شدی مجازاتی که حتی اگر اتهام گروگانگیری ولیعهد حقیقت داشت با جرم تناسبی نداشت! شاه هم به سزای این جنایت هایش رسید رژیمش بخاطر همین جنایت ها چهارسال بعد سرنگون شد و خانواده اش آواره و آن همه پولی که دزدیده بودند هم نفعی برایشان نداشت! گلسرخی فط یک روزنامه نگار چپ پر شور بود.همین شورشی مسلح و چریک نبود کرامت اله دانشیان هم همین طور ...

برچسب: نویسنده: بهار محمودی تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 10:54

عاقبت نکبت بار دیکتاتورهای خونخوار! چهارم امردادماه روزی است که ژوهانسبورگ افریقای جنوبی جایی که هنوز ماندلای جوان گرفتار آپارتاید بود چون سیاهپوست بود و گاندی انجا مشق وکالت می کند تا ملتی را از استعمار برهاند... کمی آنسوتر شاه پیشین ایران در یک بامداد دم کرده جان داده است رضاشاهی که آن همه ملت را سرکوب کرده بود عشایر را بمباران کرده زمین های دهقانان را به زور گرفته بود حجاب به اجبار از سر زنان پائین کشیده بود! در حالیکه نیازی به این همه زور و ستم نبود!

برچسب: نویسنده: بهار محمودی تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 10:54

این ساده ترین ؛ کم هزینه ترین ، صلح آمیزترین و همزمان یکی از موثرترین روشها برای ابراز عقیده در حکومت توتالیتر و مبارزه مدنی و نه گفتن

برچسب: نویسنده: بهار محمودی تاريخ: شنبه 30 تير 1403 ساعت: 18:33

یهو از خواب پریدم قلبم بشدت میزد سریع قرص تپش قلبمو خوردم هر لحظه فکر میکردم دارم سکته میکنم.رفتم حموم زیر دوش زار میزدم میگفتم خدایا من میگم کمکم کن فراموشش کنم بعد خوابشو میبینم؟خدارو قسم دادم که بسه دیگه ظرفیتم پره بعد از کلی گریه از حموم امدم بیرون.من طول این ۲۷ روز تمام تلاشمو کردم خانوادم نفهمن اما امروز مامانم امد تو اتاق نشست و کلی گیر داد چرا ی مدته حالت خوب نیست؟چرا دیگه حرف نمیزنی؟چرا نمیخندی؟ مشکلی برات پیش امده؟به هزاران تا روش پیچوندمش ولی تهشم باور نکرد.چون اصلا نمیتونم غذا بخورم روز به روز دارم ضعیف تر میشم چشمام از شدت گریه گود افتاده.فقط دعا میکنم خانوادم متوجه نشن.چون تحمل ناراحتیشونو ندارم .پاسخشیدا خانومحقیقتا خوندن مطلبتون منو غمگین کرد و باعث ناراحتیم شد و منو به یاد عشق اولم لیلا انداخت... شما گیر یه پسر افتادین من گیر یه دختر.. و چقدر عذاب کشیدمراه حلش ساده ولی سختهForget it forever فراموشش کن برای همیشهعشق هایی کز پی رنگی بود ... عشق نبود عاقبت رنگی بوداین اراد هم از نوع همون ننگ هاست اگه به شما علاقه داشت خرابتون نمی کرد. دروغ میگه دنبال عشق و حاله ..همین + نوشته شده در چهارشنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۳ ساعت ۵ ب.ظ توسط محمد توكلي  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهار محمودی تاريخ: شنبه 30 تير 1403 ساعت: 18:33

سلام خانوم بی نام حقیقتا این حجم از نا امیدی و یاس و نداشتن اعتماد به نفس آنهم برایریه خانوم تحصیل کرده جنوبی قابل پذیرش نیست منم مثه شما جنوبی هستم سالها در منطقه شرجی وربد اب وهوای ماهشهر کار کردم حتی عسلویه هم بودم ولی هیچ وقت نگفتم محل کوفتی !نوشتینخواستگارا و پیشنهاد ها ولی هیچ کدوم نه به دلت میشینه نه مناسب شرایط تو هستن...پس الان دیگه برای چی میخوای تلاش کنی؟ وقتی نه میتونی تفریح کنی، نه از اینجا راحت میشی نه موقع مشکلات پشتت هستن و نه هیچ چیز دیگه ای....! این طرز فکر درست نیست . پایان شب شیه همیشه سپید است امیدواری بزرگترین راه نجات استفرمودین اصن فرصت به کسی بدی که چی بشه؟! همون دو نفری که بین این همه پیشنهاد بهشون فرصت دادی به اندازه ی کافی گند زدن...بقیشون هم همینن! تو این فاصله ی چند ساله از اخرین باری که اینجا پست گذاشتم تا الان فقط داشتن یه رفیقای واقعی مثل مژده و زهرا بوده که خوشحالم میکنه...هرچی و تو زندگی دوست داشتم ازم گرفتن....من تلاش کنم ... بله بازم تلاش کن صد بار اگر توبه شکستی بازآییعنی نا امید نباش فکر کنم شما اگه جای من بودی خودکشی می کردیولی زندگی موهبتی است ارزشمند قدرش رو بدون تمام + نوشته شده در جمعه ۲۹ تیر ۱۴۰۳ ساعت ۱۱ ب.ظ توسط محمد توكلي  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهار محمودی تاريخ: شنبه 30 تير 1403 ساعت: 18:33

حکایت زیر داستان بسیاری از دختران سخت گیر و خانواده های آنان است که شرط و شروط سنگین جلوی پای اندک خواستگاران می گذارند و به بخت تو پشت پا می زنندداستان قوتولون را بخوانید: «قوتولون» دختر کایدو و نبیره «چنگیزخان مغول» بود البته نام پارسی او «توراندخت» بوده است. این توراندخت برای خودش یلی بوده و زیر بار ازدواج شانه خالی می کرد به این ترتیب که برای خواستگارانش شرط گذاشته بود که باید د یک مسابقه کُشتی او را شکست دهند؛ اما هیچ کس نتوانست توراندخت را شکست دهد.هر خواستگاری که میآمد و میخواست تا قوتولون را تا با او مسابقه دهد ۰، او از این خواستگاران میخواست تا در صورت باختن، اسبهای خود را به او بدهند.بخاطر همین ترفند و پیروزی بر خواستگارانش صاحب هزاران اسب شده بود ! ولی اینکه در برابر این ثروت چه فرصت های طلایی را از دست داده در ابن باره چیزی گفته + نوشته شده در شنبه ۲۶ اسفند ۱۴۰۲ ساعت ۳ ب.ظ توسط محمد توكلي  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهار محمودی تاريخ: جمعه 31 فروردين 1403 ساعت: 15:09

خيلي وقته اينجا چيزي ننوشتم . آخه تو وبلاگ هاي ديگم مي نوشتم  باورتون ميشه يادم رفته بود بيام اينجا

+ نوشته شده در یکشنبه ۴ اردیبهشت ۱۴۰۱ ساعت ۹ ق.ظ توسط محمد توكلي  | 

برچسب: نویسنده: بهار محمودی تاريخ: سه شنبه 21 تير 1401 ساعت: 11:22

چهارشنبه 22 اسفندماه 1396 صبح قرار بودم بمونم خونه .و اون دوستم بياد بهم سر بزنه ولي طبق معمول بدقولي كرد و نيومد از اون طرف بنا هم ميخواد كف هال رو سراميك كنه ماسه نداره ( ماسه ها رو شهرداري دو روزادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهار محمودی تاريخ: يکشنبه 29 ارديبهشت 1398 ساعت: 15:12

شادباش نوروزي 1397 ز کوی یار میآید نسیم باد نوروزی از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی سخن در پرده مي گويم چو گل از غنچه بيرون آي كه بيش از پنج روزي نيست حكم مير نوروزي فرا رسيدن سال 139ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهار محمودی تاريخ: يکشنبه 29 ارديبهشت 1398 ساعت: 15:12

Saturday, March 18, 2017 شنبه26 اسفندماه 1396 امروز خونه موندم و شرکت نرفتم . مهمون داشتم . صبح هم رفتم دنبال سیلندر ایران گاز که موفق نشدم وسرراهم امل هم رسیده بود ترمینال و سوارش کردم و برگشتم خونادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهار محمودی تاريخ: يکشنبه 29 ارديبهشت 1398 ساعت: 15:12

اولین روز هفته با آرزو دیروز جمعه امل زنگ زد و گفت اگه میشه مرخصی بگیر و خونه بمون میخوام بیام بهت سربزنم ... منم همین کار رو کردم تا رسید پیش من ساعت حدود 10 شده بود . براش دمنوش آویشن آوردم . با هم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهار محمودی تاريخ: يکشنبه 29 ارديبهشت 1398 ساعت: 15:12

صفحه بندی